شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶
اسلام هراسی؛پروژه ای در دستان شیطان
سبک زندگی: اسلام هراسی، از اصطلاحات تازه ای است که به تازگی و به طور خاص، در زمینه رابطه اسلام با غرب، نسبتا تداول یافته است. می توان گفت این پدیده در تاریخ کهنی ریشه دارد که سرشار از سلسله درازی از روابط نا آرام میان غرب و اسلام است

مجله سبک زندگی، چیزی حدود چهارصد سال از انعقاد نطفه غرب جدید می‌گذرد. از قرن شانزدهم تا امروز که غرب در حوزه فرهنگی و تمدنی آخرین مرحله قد کشیدن را تجربه کرده و افول و غروب را به تجربه نشسته است. در طی این مدت بیش از دویست سال تجاوز به مرزهای خاکی جهان اسلام و هجمه فرهنگی به این سرزمین و فرهنگ و تمدن و اخلاق مردم این سرزمین را شاهد بوده‌ایم.

چند سالی است که با بروز ترک و شکاف بر دیواره‌های تمدن متجاوز غربی، شاهد نوعی تمایل به اسلام در جهان غرب هستیم. یکی از نمایندگان پارلمان هلند درباره این موج اسلام‌گرایی از تعبیر «سونامی اسلامی» یاد می‌کند؛ اذعان می دارد این نگرانی، امروزه به مهم‌ترین بحران اجتماعی برای شهروندان اروپایی و آمریکا تبدیل شده است.

علیرغم وجود خشونت در بسیاری از نقاط جهان، از ایرلند گرفته تا لبنان و حوزه دریای آرام و درحالیکه بسیاری از مذاهب از مسیحیت گرفته تا هندوییسم در گیر آن هستند، جهان غرب اسلام را بیش از هر مذهب دیگری به خشونت پیوند می دهد.

تسلط مسلمانان بر اسپانیا، جنگ های صلیبی، که آغاز آن ازسوی مسلمانان نبود، و استیلای امپراطوری عثمانی بر اروپای شرقی، خاطره ای تاریخی از اسلام به دست می دهد که با قدرت و خشونت همراه است.

به علاوه، جنبشهایی که در چند دهه گذشته در خاورمیانه به وجود آمده اند، به خصوص آن هایی که به نام اسلام و در پی حل مشکلات جهان اسلام هستند، بدون آنکه مسلمانان در ظهورشان نقشی داشته باشند، به نوعی این تصویر را در غرب رواج داده اند که اسلام همراه با خشونت است.

در طول تاریخ ارتباط مستقیم بین روند گسترش اسلام و اقدامات اسلام ستیزانه و اسلام هراسانه وجود داشته است. هرگاه روند گسترش اسلام به ویژه در سرزمین های غرب شدت گرفت در واکنش به آن تلاشها برای مخدوش کردن چهره اسلام و مسلمانان نیز تشدید شده است.

اسلام هراسی، از اصطلاحات تازه ای است که به تازگی و به طور خاص، در زمینه رابطه اسلام با غرب، نسبتا تداول یافته است. می توان گفت این پدیده در تاریخ کهنی ریشه دارد که سرشار از سلسله درازی از روابط نا آرام میان غرب و اسلام است و در طی این روابط نا آرام، هراس از اسلام در ذهنیت غرب تثبیت شده و موجب شده تا آنان اسلام را چونان خطری جدی بنگرند که تهدید کننده هر چیز غربی است. شاید بتوان عقبه آن را به جنگ های صلیبی که بین مسلمانان و مسیحیان اروپایی در گرفت دانست. در جنگهای صلیبی تعداد زیادی از مسیحیان و همچنین مسلمانان کشته شدند.

در دوران معاصر از حدود یک قرن پیش موج مهاجرت مسلمانان به غرب دامنه دار شده و مسلمانان مقیم در اروپا و غرب، با مقاومت در برابر حل شدن در فرهنگ غربی و پافشاری بر نقاط افتراق و تقید به ظواهر دینی و شرعی، از نگاه غربی ها به «کلنی های ناآشنا و بیگانه» مبدل شده اند. در کنار چنین مسئله ای رسانه های غربی تصویری غیرواقعی از مسلمان و مسلمانی ارائه داده و برداشتی یک جانبه از اسلام را به افکار عمومی اروپا و غرب عرضه کرده اند که در آن مسلمانان خود را برتر از دیگران می دانند؛ اسلام درصدد است بر سراسر جهان حکومت کند؛ قوانین اسلامی با حقوق بشر همخوانی ندارد؛ اسلام دینی خشونت طلب، عصبی و مولد اندیشه تروریسم است؛ اسلام، جهاد و جنگ و خونریزی را امری مقدس بر می شمارد؛ مسلمانان افرادی بدبین، منزوی، جدایی طلب، گوشه گیر و بی اعتنا به تغییر و تحول هستند و…

واژه‌ی «اسلام‌ترسی» در قاموس سیاسی اروپا، معانی مشخصی دارد، چنان که در قرن نوزدهم، واژه‌ی «سامی‌ستیزی» چنین وضعی داشت، تحت این عنوان که منظور از آن تروریسم اسلامی است، ده‌ها همایش و میزگرد سیاسی و فکری در غرب برگزار شده است تا به بررسی نقاط هراس از اسلام و مسلمانان و ابعاد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن بپردازد.

در تحلیل پدیده اسلام هراسی، مانند تحلیل هر پدیده دیگر نمی توان آن را تک سبب و تک علتی دانست. اسلام هراسی مراحل متعددی دارد که از درجه اهمیت و قدرت متفاوتی برخوردارند.

مراحل اسلام هراسی
پدیده اسلام هراسی در دنیای معاصر را می توان به لحاظ تاریخی در چند مرحله تقسیم بندی نمود. (۶) این مراحل به اجمال عبارتند از:

مرحله اول
مرحله اول این پروژه به صورت مشخص از اواخر دهه ۸۰ میلادی آغاز شد. چرائی عملیاتی شدن اسلام هراسی و اسلام ستیزی نیز به موضوعاتی چون پیروزی انقلاب اسلامی و رشد و از سرگیری جریان های تندرو و بنیادگرای اسلامی در جهان اسلام دانست. انقلاب اسلامی ایران در سال های نخست پیروزی باعث به وجود آمدن و ظهور خود آگاهی دینی در میان مسلمانان و بازیابی هویت اسلامی شد و این مهم نیز گفتمان بیداری اسلامی را به منصه ظهور رسانید و گفتمان بیداری اسلامی تدریجا به گفتمان مسلط جهان اسلام تبدیل گردید.

مرحله دوم
که از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹۸۹ آغاز می شود. با فروپاشی بلوک شرق و شوروی سابق مطابق دیدگاه های محافظه کارانه افرادی چون لئو اشتراوس مبنی بر وجود یک دشمن واقعی یا فرضی به عنوان یکی از راهبردهای سیاست خارجه ایالات متحده، پروژه اسلام هراسی مورد اهتمام و توجه بازیگران سلطه گر قرار گرفت. در همین راستا مراکز تصمیم ساز ایالات متحده سعی کردند برای پر کردن خلأ بیگانه هراسی و محاصره اندیشی، خطر اسلام را جایگزین خطر کمونیسم نمایند.

از این رو و در فاز جدید، راهبرد اسلام هراسی را از مجاری صرف تبلیغاتی خارج کرده و به آن زیر ساخت به اصطلاح علمی و فرهنگی دادند. در این رابطه و در سال ۱۹۹۳ تئوری برخورد تمدن ها از سوی «ساموئل هانتینگتون» مطرح گردید. هانتیگتون در نظریه خود که به جهان پس از فروپاشی بلوک شرق نظر دارد سخن از شکل گیری تمدن ها می کند و از این پس روابط و منازعات بین الملل را در عرصه فرهنگی و تمدنی می داند. وی از میان تمدن های نام برده بیش از همه به تمدن اسلامی تاکید می ورزد. و معتقد است که جهان غرب باید به گونه ای این تمدن را مهار کند.

القاء این مفاهیم که قوانین اسلامی ناقض حقوق بشر است. اسلام دینی خشونت طلب و مروج عصبیت است، دین اسلام بنیادگرا و مخالف علم و پیشرفت می باشد، اسلام مولد اندیشه تروریسم است و… بخشی از فاز جدید اسلام هراسی و اسلام ستیزی در این مرحله را شامل می شود.

مرحله سوم
سومین موج اسلام هراسی پس از حادثه ۱۱ سپتامبر و انفجارهای نیویورک و واشنگتن عملیاتی شد. در این مرحله رسانه های تحت کنترل نظام سلطه سعی کردند بنیان روابط جهان اسلام و غرب را دگرگون سازند، از این رو به شدت و حدت گسترده ای این عبارت که خطوط گسل تمدنی بین اسلام و غرب فعال شده است را القا می کردند. بعد از واقعه ۱۱ سپتامبر بود که جورج بوش اعلام می کند که جنگ های صلیبی مجددا شروع شده است. وی کشورها را از این پس به دو گروه دوست ایالات متحده و دشمن ایالات متحده تقسیم بندی می کند. که هر که با ما نیست پس بر ما است. از این روی سخن از محور شرارت کرده و کشورهای ایران و کره و سوریه را به عنوان کشورهای حامی تروریست و نقض کننده منافع دنیای آزاد و جهان غرب معرفی می کند.

اسلام هراسی و اسلام ستیزی توسط امپراتوری های خبری و رسانه ای نظام سلطه آنچنان ساماندهی شد که نخست وزیر وقت ایتالیا در اظهاراتی نسنجیده تمدن غرب را اصیل تر از تمدن اسلامی خواند و مسلمانان را به علت آنچه او فرودستی می نامید مورد تحقیر قرار داد.

اسلام ستیزی در هالیوود
تقریبا از اولین ساخت فیلم در هالیوود ، سینماگران و فیلمسازان این کارخانه به اصطلاح رویا سازی ، در کنار تبلیغ و ترویج فرهنگ آمریکایی اعم از کابوییسم و گنگستریسم و مانند آن ، علاقه خاصی نسبت به کاراکترها و قصه های شرقی چه در خاورمیانه و خاوردور و یا از شرق باستان نشان می دادند و البته در قریب به اتفاق این حکایت ها نیز همواره آدم های شرقی ، موجوداتی شریر و خبیث یا شارلاتان و فریب کار و یا فقیر و بیچاره جلوه می کردند که زندگی خویش را از طریق دزدی و سرقت و امثال آن می گذرانند. در برخی از این فیلم ها شاهد حضور غربی ها در شرق دور بودیم که سعی داشتند تا در جامعه ظاهرا فسادآلود خاوردور ، ظاهرا حق را حاکم کنند. فیلم هایی مانند “دریاهای چین” ساخته تی گارنت یا “۵۵ روز در پکن” نیکلاس ری یا “وحشی و گیشا” جان هیوستن از همین دسته هستند.

سینمای ایدئولوژیک غرب تقریبا از همان لحظات پاگرفتن (از آنجا که از یک ایدئولوژی شرک آمیز و نژادپرستانه سلطه طلب، تغذیه می شد) تعارض و عناد خویش را با اسلام و مسلمانان نشان داد. از همان ابتدا در سینمای غرب، مسلمانان در کسوت عرب یا غیر عرب ، افرادی شرور و خبیث و شارلاتان و یا حتی بی سر و پا و در خوش بینانه ترین نگاه، مضحکه آمیز و مسخره نمایش داده شدند. شاید کمتر کسی فیلم “رقص هفت زن محجبه” توماس آلوا ادیسون در سال ۱۸۹۷ (یعنی دو سال پس از پدید آمدن رسمی سینما) را دیده باشد یا از فیلم “عرب مسخره” (ژرژ میلیس) در همان سال چیزی شنیده باشد و یا اسم فیلم “آواز موذن”(فیلیکس مگیش –۱۹۰۵) به گوشش خورده باشداماحتی اگر نسخه صامت دزدبغداد (رائولوالش-۱۹۲۴) راندیده باشد،قطعاصحنه هایی از“دزدبغداد”ساخته الکساندرکوردا و دوستانش و تولید رنگی ۱۹۴۰ را مشاهده کرده که چگونه مسلمانان در این فیلم (به خصوص وزیری به نام جعفر)، افردی پاپتی و خبیث و حتی شیطان صفت تصویر می شوند که بهترین شان یعنی همان سابو(دزد بغداد)در اصل فردی است که با دله دزدی و شامورتی بازی زندگی می گذراند! چنین کاراکتری را در بسیاری از آثار سینمای غرب اعم از فیلم و کارتون طی این نزدیک به ۱۱۵ سال تاریخ سینما ، به کررات می توان مشاهده کرد، از فیلم های سندباد گرفته تا علاءالدین و علی بابا و تا همین فیلم اخیر مایک نیوئل برگرفته از بازی “شاهزاده پارس” که با نام “ماسه های زمان” در سال ۲۰۱۰ ساخته و اکران شد. فیلمی که علاوه بر مایه های ضد اسلامی و جدا کردن ایرانیان از وجه اعتقادی شان ، از جنبه های قوی آخرالزمانی نیز برخوردار بود.

شرق اسلامی که همواره با شکل و شمایل عربی و با برج و باروی قصرهای افسانه ای هزار و یک شبی و محلات فقیر نشین و سیاه در دوربین سینمای غرب قرار گرفته ، وجه دیگر شرق پردازی هالیوودی ها بوده از فیلم “پسر شیخ” ساخته ۱۹۲۶ جرج فیتس موریس تا “مراکش” جوزف فن اشترنبرگ در ۱۹۳۰ و تا “شاهزاده پارس” در سال ۲۰۱۰ ادامه یافت.
این نگاه تحقیرگرایانه (که حتی در فیلم های کمدی نیز دست از سر شرق اسلامی برنمی داشت همچون درفیلم “گمشدگان حرم”با شرکت باد ابوت و لو کاستلو)بعضا خرافات یا درگیری های قبیله ای و جاهلی را نیز چاشنی داستان های خود می کرد و معمولا در اینجا سر و کله سفیدپوستان غربی و به خصوص آمریکایی پیدا می شد تا اوضاع جامعه درهم و برهم مسلمانان را به سامان کنند. معروفترین فیلم از این دست “لارنس عربستان” دیوید لین است و از اخیرترین آنها نیز می توان به فیلم “قلمرو” پیتربرگ اشاره کرد که حال و هوای امروز پروپاگاندای رسانه ای غرب یعنی وجه ضدتروریستی آن می چربد.
معمولا هم برای سازندگان این آثار اهمیتی هم نداشته و ندارد که در به تصویر کشیدن افسانه های شرقی یا تاریخ آن ، به اصل قصه ها وداستان ها و یا حتی ماهیت کاراکترها وفادار بمانند. دیگر واقعیات تاریخی و حقایق اجتماعی که جای خود داشته و دارد و اصلا در نظر نمی آمده و نمی آید. هنوز یادمان نمی رود که در سریال انیمیشن “سندباد” ، ۳ شخصیت افسانه ای قصه های شرقی از سندباد بحری گرفته تاعلاء الدین و علی بابا در کنار یکدیگر قرار گرفته وماجراهای سریال را به پیش می بردند.

در این گونه آثار همواره سعی شده با نشان دادن مشرق زمین به عنوان فضایی بدوی ، جنس جوامع شرقی با مانوسات مردم از جامع اطراف خود متفاوت نمایش داده شود و انسان شرقی تبدیل به شخصی غریبه از منظر مخاطبان غربی شود.

از اولین سال‌های تولید فیلم در هالیوود ضمن تمسخر جامعه شرقی، اسلام به عنوان دینی که در مشرق زمین رایج است مورد هجمه بوده و به تدریج این نگاه ایدئولوژیک‌تر و پررنگ‌تر شده که نمونه آن فیلم «ال‌سید» است. در این فیلم چهره‌ای خونریز و خون‌آشام از اعراب مسلمان به نمایش درآمد در حالی که این فیلم اروپاییان را افرادی متمدن و دیندار که برای حفاظت از شرف اروپایی خود با مسلمانان جنگ می‌کردند، معرفی می‌کرد.

روند عرب ستیزی و اسلام ستیزی ( که در بسیاری از آثار هالیوود به یک مفهوم و معنا به کار گفته می شد) به تدریج در فیلم‌های آمریکایی با تاریخ‌سازی برای صهیونیزم و کشور جعلی اسرائیل ادامه پیدا کرد که نمونه‌هایش را در فیلم‌هایی چون “سامسون و دلیله”، “ده فرمان” ، “اکسدوس” و…یافت و بارزترین نمونه اسلام‌ستیزی رامی‌توان درفیلم“جن‌گیر”ساخته مشهورویلیام فریدکین‌دیدکه فیلم باصدای اذان درعراق شروع شده وازآنجاوباهمین صداشیطانی همراه شخصیت اصلی  داستان شده و در آمریکا به روح دختر جوانی حلول می‌کند تا از همان زمان این تئوری در ذهن آمریکاییان جا بیفتد که اگر در خود سرزمین های اسلامی با شیاطین شرقی درگیر نشویم ، آنها در همین آمریکا و در شهرهایمان (مانند کیپ تاون در فیلم جن گیر) به سراغ خانواده هایمان خواهند آمد!!
پس از پیروزی انقلاب اسلامی رویکرد پیچیده‌تری در فیلم‌های هالیوودی به وجود آمد و در واقع بسیاری از فیلم‌های هیولامحور دهه۸۰ بازتاب ترس‌های غرب از اسلام است که به شکل فیلم درآمد حتی جنس این فیلم‌های هیولایی نیز متفاوت با سایر آثاری از این دست است که در دهه‌های قبل تولید می‌شد. از شاخص‌ترین این آثار می‌توان به سری فیلم های “بیگانه” اشاره کرد. هیولای بیگانه، هیولایی باستانی است که از مکانی ناشناخته می‌آید، در مغز رخنه می‌کند و سپس به دل انسان‌ها می‌رود و میزبان خود را می‌کشد.
در دهه ۹۰ صراحت آشکارتری در لحن هالیوود نسبت به مسلمانان به وجود آمد و هیولاهای دهه ۸۰ بدل به تروریست‌های مسلمانی شدند که نابودی جوامع غربی را نشانه رفته بودند. فیلمی همچون دروغ های حقیقی جیمز کامرون از جمله همین آثار است. این نگاه بعد از سال ۲۰۰۰ رویکردی آخر‌الزمانی به خود گرفت و در فیلم‌های بسیاری نبرد نهایی اسلام و غرب به تصویر کشیده شد. حتی در دوره اخیر رجعتی به آثار تاریخی به وجود آمده و موضوعاتی که در دهه‌های گذشته در لفافه مطرح می‌شد، اکنون به صورتی صریح دوباره مطرح می گردد که همین موارد نشانگر آن است که ضدیت با اسلام موجی دیرپا در سینما بوده و تکثر فیلم‌های ضد اسلامی، مساله اتفاقی بودن ساخت این آثار را منتفی می سازد.

در واقع سینمای اسلام هراس غرب که قدمتی به اندازه خود تاریخ این سینما داشت ، با ورود به هزاره سوم میلادی از دو وجه مهم دیگر نیز برخوردار گردید ؛ اول اینکه جنبه آخرالزمانی به خود گرفت و دوم از تفکرات آرکاییستی ( باستان گرایی با وجه ایران منهای اسلام ) برخوردار شد.
در همین مسیر فیلم هایی همچون (“Crossing Over” ۲۰۰۹) ساخته وین کریمر و محصول فرانک مارشال برای کمپانی واینشتاین یا “سنگسار ثریا”  (سیروس نورسته –۲۰۰۸) و یا پرسپولیس    ( مرجان ساتراپی-۲۰۰۷) که کاتلین کندی صهیونیست آنرا تهیه کرده بود را می توان مثال زدکه درهمه آنها یک نکته مشترک به نظرآمد،اینکه قوانین و اعتقادات و باورهای اسلامی باعث تحمیل شرایطی به ایرانیان گشت که آنها را از همه دنیا عقب و منزوی نگاه داشت. برهمین اساس می توان گفت که در واقع قضیه ایران هراسی اخیر در آثار سینمای هالیوود جز به دلیل اسلامیت ایران و اینکه امروز به عنوان ام القری جهان اسلام قلمدار می شود، نیست. آنچه که در مستند “ایرانیوم”(الکس ترایمن-۲۰۱۰) به وضوح و روشنی در قاب دوربین قرار می گیرد.

“پرسپولیس”  مرجان ساتراپی ۲۰۰۷
مستند ” ایرانیوم”الکس ترایمن۲۰۱۰
آثار ضد اسلامی و اسلام هراسانه در انواع و اقسام فیلم های سینمای غرب از سال ۲۰۰۱ به بعد ، بیشتر در قالب همان دو جریان اصلی سینمای آخرالزمانی و سینمای جنگ و اشغال قرار گرفته و مطرح شدند. از شکنجه گر و تروریست نشان دادن مسلمانان در فیلم هایی مانند “قلمرو” ( پیتر برگ-۲۰۰۷) و “مجموعه دروغ ها” (ریدلی اسکات- ۲۰۰۸) و “سیریانا” (استیون گیگن-۲۰۰۵) و “محفظه رنج” ( کاترین بیگلو-۲۰۰۹) و …گرفته تافیلم“ایندیاناجونزوقلمرو جمجمه بلورین”( استیون اسپیلبرگ–۲۰۰۸) که نیم نگاهی به سمت دنیای اسلام داشت.

از اواسط دهه ۲۰۰۰ ، دکترین تینک تانک های آمریکایی در برابر اسلام ناب محمدی(ص) و آرمان های انقلاب اسلامی ، برای تقویت یک نوع اسلام میانه به هالیوود نیز راه یافت و سعی شد که در فیلم های ضد اسلامی ، همه اسلام و مسلمانان محکوم نشوند و نوعی اسلام میانه که اولا کاری با منافع نامشروع آمریکا در منطقه خاورمیانه نداشته و ثانیا به استراتژی سلطه گرانه ایالات متحده کمک می کند در این دسته از فیلم ها برجسته شود و در مقابل اسلامی که در تضاد با لشکرکشی و استعمارگری آمریکا قرار می گیرد و در یک کلام عدالت طلب و ظلم ستیز است (در یک کلام شیعیان و طرفداران انقلاب اسلامی و امام خمینی رحمه الله علیه)، با نقاب خشونت طلب و تروریست نمایش داده شود. از همین رو مثلا در فیلم “قلمرو”(پیتربرگ) شاهدیم که در مقابل تروریست های مسلمان ، رییس پلیس هم یک مسلمان است که با نظامیان آمریکایی در یافتن و دستگیری و سرکوب تروریست ها همکاری می نماید یا در فیلم “مجموعه دروغ ها” ( ریدلی اسکات) در مقابل مسلمانان تروریستی که از قضا مسئولشان ، به ردای روحانیون شیعه ملبس است و آیات قرآن را برای شکنجه مامور CIA قرائت می کند ، دخترمسلمان فلسطینی ایرانی با ماموران امنیتی اردن و CIA همکاری می نماید.

تبیین و ترسیم دشمن جدید یعنی اسلام

از پنج هدفی که هالیوود از ۱۱ سپتامبر به این سو دنبال کرده است، اولین کارکرد هالیوود در سینمای استراتژیک تبیین و ترسیم دشمن جدید است. این دشمن ایدئولوژی مشخصی دارد که اسلام است. در واقع تروریسم با ماهیت اسلامی است. این تبیین در قالب اسلام هراسی موضوعیت یافت. در حقیقت دومین هدف آن اسلام هراسی است که به آن islamophobia می‌گویند. اگر کسی علیه یهود چیزی بگوید، به او  anti judaism یاanti semitism یعنی ضد یهود گفته می‌شود، ولی اگر کسی علیه اسلام باشد، به آن اسلام ستیزی نمی‌گویند، بلکه اسلام هراسی می‌گویند. به این معنا که پدیده هراسناکی به نام اسلام وجود دارد و چنین تأثیری را می‌گذارد.

معرفی صحنه تمدنی
این ساز و کار با فیلم‌هایی که جهان عرب، ایران، پاکستان و حوزه کشورهای اسلامی را زمین تهدید و خطر معرفی می‌کند، یکی از جهت‌گیری‌های هالیوود در این دوره بوده و هست. در واقع تصویری که ویژه صحنه تقابل در ذهن مخاطب جهانی از سرزمین‌های امروزی اسلامی ایجاد می‌شود، تصویری جدی است. یکی از زن‌های هنرپیشه ایرانی‌تبار سریال ۲۴ دو سه سال قبل، بعد از آنکه در این سریال نقشی را ایفا کرد، مصاحبه‌ای داشت. در این سریال نشان می داد که مسلمان‌ها تروریستند.معرفی صحنه تمدنی تقابل به این معنی است که مسلمان‌ها اساساً آن خطر و تهدید را دارند.

معرفی و القای سبک زندگی آمریکایی
دوره‌ای است که دیگر ایدئولوژی‌ها را به سایر ملت‌ها نمی‌دهند. چون روشنفکرهایشان به دنبال بحث‌های ایدئولوژیک می‌روند و عوام جامعه به دنبال کار دیگری می‌روند. بهتر است به جای اینکه در هر جامعه روشنفکرپروری کنیم، مستقیماً با خود مردم صحبت کنیم و به آنها مفهومی به نام سبک زندگی بدهیم. در حقیقت میوه آن تفکر را به آنها بدهیم. anamerican way of life یاamerican lifestyle به معنی شیوه زندگی آمریکایی، گزاره‌ای است که روح حاکم بر آن را در سری فیلم‌های طنز امریکن پای ارائه کرده‌اند. البته از قبل شروع شده بود، ولی در فضای بعد از ۱۱ سپتامبر نهادینه شد و به عنوان موارد مطالعاتی اصلی برای بحث زندگی آمریکایی جدی شد. البته در این سری از سریال‌ها به این موضوع خیلی جدی پرداخته شده است.

حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نقطه عطفی بود تا جهان غرب بویژه آمریکا بهانه لازم را برای تبلیغات منفی علیه جهان اسلام و مسلمانان شروع کنند .این تبلیغات نه تنها در سطح رسانه ها بلکه بصورت عملی منجر به شروع دو جنگ فرسایشی در عراق و افغانستان و به بهانه مبارزه با تروریسم شد.

مدل برخورد غرب با مسلمانان بعد از حملات ۱۱ سپتامبر باعث شد تا مسلمانان بیش از پیش مورد بی مهری دولتمردان جوامع غربی قرار گیرند تا جائیکه برخی از مسلمانان به دلیل اصرار بر رعایت موازین شرعی و احکام اسلامی از کار اخراج شدند.

رسانه های غربی و بویژه سینمای هالیوود بعد از این حوادث رسالت تخریب جهان اسلام را د راس برنامه ها و فیلم های تولیدی خویش قرار دادند تا جاییکه یکی ازآیتم های فروش میلیاردی فیلم ها و همچنین برنده شدن در جشنواره ها توهین به اسلام و عقب مانده نشان دادن مسلمانان بود.

و در آخر این که سینمای هالیوود در تبلیغی که علیه جهان اسلام داشته است ، با استفاده از شیوه گزینش گری ضمن برخورد با مسلمانان ساکن در امریکا و اعمال محدودیت تردد آن ها سعی کرده است تا اسلام هراسی را در مردم نهادینه نماید . در مرحله بعد این سینما با استفاده از شیوه تبلیغاتی پافشاری سعی در تحمیل عقب ماندگی جهان اسلام در خود مسلمانان داشته است . مرحله بعدی تبلیغات در جهان اسلام پس از نفوذ در مردم غرب و مسلمانان ساکن در جهان غرب با استفاده از شیوه القای غیر مستقیم سعی در فهم این مسئله دارد که اگر منطقه خاورمیانه در تلاش است در مسیر دموکراسی قرار گیرد باید از حضور نظامی امریکا در منطقه استقبال نماید . و در نهایت بعد از این مسئله با استفاده از شیوه های روانی تبخیر و تشجیع حضور امریکا را در منطقه تثبیت و توجیه نماید .

*نام و نام خانوادگي :

پست الکترونيکي :

*مطلب :
۱) نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .
  • آخرین اخبار
  • پربازدیدها
  • پربحث ها